آیدا ماه تمام من
دفتر خاطراتم را باز می کنم 18آذر 84وآیدا یکسال وهشت ماه دارد.آیدا عزیز من روز به روز بزرگتر وخوشگلتر می شه وبا کارهای جالبی که می کنه باعث وابستگی بیشتر مابهش می شه
.آیدا دختر تپل سفیدی هست با چشمای درشت ومژه های بلند که هرجا که می ریم جلب توجه می کنه .خیلی هم متین وموقر است .وقتی که شیرمی خوره با انگشتش سر پستونک را فشار می ده ومی برش داخل واین علامت تمام شدن شیر یا سیر شدنش است که ما عاشق این کارش هستیم
،خیلی سیب زمینی سرخ کرده وتخم مرغ دوست داره ووقتی که بهش نمی دیم میگه با هم بخوریم .می تواند شعرهای توپ قلقلی ،چشم چشم دوابرو،تاب تاب عباسی واتل متل را بامن همراهی کندوتقریبا هرکلمه ای را که می گیم تکرار می کند.10تا دندان دراورده وبعداز مسافرت هم کمتر نشسته می خزد وبیشتر راه می رود وگاهی اوقات با پاهای کوچکش می حواهد بدود که بعد از چند قدم رمین می خورد ودوباره بر می خیزد.


آیدا ماه تمام من
